تبليغاتX
تنهایی

دلم عجيب ميل نوشتن دارد اما "كلمه" بازي ميكنه با ذهن خاليم....."ذهن خالي"... يادته؟ همين ديروز بود؟... گفتم همه ي بدبختي ها مالِ اينه كه ذهنِ خاليم ديگه خالي نيست. تو خنديدي گفتي خوشحالي٬ چون نشونه ي يه جور بلوغ ممنوعه ست. اما گفتم كاش ذهنم خالي مي موند.با اون ذهن خالي من كمتر به پستي همه پي مي بردم. كاش هميشه تو حماقت اينكه " فقط دوست داشتن هست و بس" ميمُردم.

 

.... وقتي با صراحت تمام گفتي نميدوني٬ شك كردم. اما وقتي خنديدي گفتي "يه ذره كه آره". ميدوني با اين جمله چه بلايي سرم آوردي؟ يخ زدم٬ خودت فهميدي. حس يه فاحشه رو پيدا كردم كه فقط روحشو فروخته نه جسمشو. فاحشگيه روح٬ عذاب آورتر از جسمه. اما تو فقط با خودت همبستر شدي تا لذتش رو فقطِ فقط خودت بچشي چون تو خودت يه حصاري واسه خودت٬ چون تو خودخواهي. تو از خودت مي ترسي و ترسوندن من از خودت به خاطر همون خودخواهيته. من چيزي واسه از دست دادن ندارم كه بخوام ازت بترسم.... همه ي وجود يه دختر به روحشه نه به جسمش٬ مني كه روحمو باختم ديگه نيازي به اين جسم پوسيده ندارم.

 

هميشه بدم ميومد دنبال كسي بدوم چون هيچ وقت بهش نميرسيدم. اما اگه كسي دنبالم ميكرد تا سر حد مرگ مي ترسيدم. مثل فرار از يه هم آغوشي ناغافل مي مونه كه هيچ وقت فرصت نكردي تجربش كني. حتي اگه تو يه بازيه كودكانه بود. شايد به خاطره همين ترسه كه هميشه دنبالت مي دوم چون ميدونم بهت نميرسم.

 همون يه بار كه تو گير و داره گريه هام دستمو گرفتي بَسَمه٬ گناهش گردن اوني كه همه ي اينا رو ميدونست و اين بازي رو شروع كرد. گفتم كه دل به حالم نسوزون اما تو بازم دلت سوختو انكار كردي٬ از ترحمت بيزارم!

 

مي دونم يه روز از اين كارم پشيمون ميشم اما اين كارو ميكنم. مثل بار اولي كه ميخواستم ببينمت٬ ميدونستم پشيمون ميشم كاملاً ميدونستم ولي اومدم. اين يعني يه حماقت عاقلانه كه همين جور پيش ميره و هر بار عاقلانه تر از قبل تن به اين حماقت ميدي!

نوشته شده توسط دخترك در ساعت 14:24 | لینک  | 

نميدونم چون دوسِت دارم نسبت بهت حساسم٬ يا اينكه چون نسبت بهت حساسم دوست دارم؟

يادم نيست اول فهميدم دوسِت دارم يا اينكه اول فهميدم بهت حساسيت دارم؟

اما اينو خوب ميدونم كه هر چيز و هر كسي رو كه زياد دوستش دارم بيشتر از همه نسبت بهش حساسم٬ زودتر ازش دلگير ميشم...خب چي كار كنم دست خودم نيست؟!

باز سرو كلش پيدا شده٬ آخه من چي كار كنم؟ آدم هوسبازي نيستم كه بخوام به خاطر يه خوشي كوچك٬ به خاطر لذت چند دقيقه اي چند روز عذاب وجدان بگيرم و تازه مريض هم بهش.

اين جوري بهم نگاه نكن نميام سمتِت٬ كاش هيچ وقت سر و كلت پيدا نشه. بد جوري وسوسم ميكني هنوز آخرين باري رو كه دهنم زخم شده بود رو يادمه.

همه ميگن بايد پاي لرزش بشيني! اما من كه لرز نميگيرم تمام دهنم و گلوم زخم ميشه.

لعنت به تو خربزه !!!

نوشته شده توسط دخترك در ساعت 12:24 | لینک  |