تبليغاتX
تنهایی

اين روزها از همه مي گريزم.

دل خوش كرده ام به اين دنياي مجازي٬ دنيايي كه همه در آن "ايده آل"ِ خود هستند٬ فقط منم كه ديگر هيچ ايده آلي ندارم.

 

....

 

تمام تلاش تو براي برگشتن من خلاصه ميشه به چند تا SMS ِ ناقابل( ‌كه بعضي هاش روُ نخونده پاك كردم) و چند تا زنگ به گوشيم كه بي جواب موند٬ چند تا دونه PM و يه مكالمه ي چند ثانيه اي بعد از ظهر جمعه ي گذشته٬ كه اگه دوستم گوشيمو جواب نميداد اونم مثل بقيه بي جواب مي موند :

من: " همه چيز تموم شد٬ كاري نداري؟ "

تو: " باشه٬ نه"

من: "خداحافظ"

تو: : "خداحافظ"

 

ديگه فهميدم كه اون "يه ذره دوسِت دارم" گفتنت هم دروغ بود.

فقط يه چيز مانع برگشتن منه اونم اينه كه ميدونم دوسَم نداري. همين!!

همين جمله ي ناقابل به قلبم چنگ ميزنه.

هيچ ميدوني اين بار ركورد طولاني ترين مدت نديدنتو شكستي؟ الان نزديكه دو ماهه. تازه بيشترم ميشه. تا كي؟ يه معادله ي ساده است:      

                                                                سنِ الانم – طول عمرم = طولاني ترين ركورد نديدن تو

نوشته شده توسط دخترك در ساعت 18:38 | لینک  |